من لبريزم از گفتن نه نوشتن....

....هميشه همين جور بوده هميشه احساس کردم يه چيزه متفاوت از بقيه ام ..اگه همه توی ناراحتی هاشون گريه می کنند ،من اشکم بند مياد اگه همه برای فراموشی حرفاشون خودشونو مشغول می کنند من فقط متوقف می شم....،وقتی وقت، وقت گفتنه و وقت نوشتن دستم اصلا ياری نمی کنه فکرم تنهام می ذاره و من می مونم و يه عالمه حرف که نه ميشه نوشت نه ميشه گفت نه ميشه شنيد ....شايد فقط بايد ديد!!!!!!

وانتظار چقدرسخته وقتی که نتونی هيچ کاری براش بکنی و تنها کارت اين باشه که گذر لحظه ها رو به تماشا بشينی وآدمايی که ميانو ميرن وقفلی که بر دهان تو خورده.........

ديگه نميشه نوشت ديگه نوشتن از خودم خيلی سخت شده فقط توی خوابه که می تونی حرف بزنی،ببينی،بگی و بشنوی و وقتی صبح آهسته به در اتاقت می کوبه خودتو زير پتو جمع کنی و چشماتو محکم به هم فشار بدی که باز نشند و تو اون آخرين تصوير ها رو ثبت کنی.......

دلم هوای دريا رو کرده دلم هوای صبحهای زود کنار ساحل رو کرده صبحهايی که آسمون  بی قرار خورشيد خانومه و ستاره ها رو پس می زنه و من کنار ساحل دارم يخ می زنم ولی موجا همين طور ميانو و ميرن و خودشنو سريع به ساحل می رسونند...(دلم به ارتباط پر شور و هميشگی ميون موجا و ساحل غبطه می خوره..24.gif)وذره ذره روشن شدن آسمون و خورشيد که دوباره اومده و داره مردم خواب زده را نوازش ميکنه دلم برای روی ماسه ها راه رفتن ...روی شن ها خط نوشتن تنگ شده......

دلم برای همه ی چيزايه خوب دنيا لک می زنه دلم می خواد پرواز کنم برم و برم و برم....................

از تمام دروازه ها آن را باز بگذار که دروازه بانی ندارد و يکطرفه است به سوی درون...

روزی ما دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد

ومهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت.

و هر انسان برای هر انسان برادريست.

روزی که ديگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل ....افسانه ای است

وقلب برای زندگی بس است.

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردی

روزی که آهنگ هر حرف زندگی ست

تا من به خاطر آخرين شعر رنج جستجوی قافيه نبرم.........

...(حيف که ديگه قراره به حافظ تفال نزنم و گرنه الان واقعا وقتشه....21.gif)

23.gif

/ 19 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
kimia

........ بله حتما با بقيه فرق داری در اين که شکی نيست

kimia

و ديگه اينکه چرا ؛ حيف که ديگه قراره به حافظ تفال نزنم !!!‌ شاد شاد باشی

آسمونی 2

سلام قالب نو مبارک باشه کارای خوب خوب ياد می گيری به ما هم ياد بده

حامد

سلام بسیار قشنگ بود بلاگ خوشکلی داری نثر خوبی هم داری

دااش کوچیکه

وااااااااااااااااای اين جا خيلی با حال شده . خيلی ... ولی يه ذره کار داره ها اما شايد مال من خراب مياد . آخه لينکاش خوب نيومده بود .

سارا

سلام الهام جونم...خوبی خانومی؟من بالاخره اومدم شيراز....تو اصفهان اصلا به اينترنت دسترسی نداشتم....تا جمعه اينجام...بهم سر بزن....ممنون....راستی...کی قالبتو عوض کردی؟مبارکه....خيلی خوشگل شده.....موفق باشی

محمد حسين...

سلام الهام مهربانم... زيبا بود نوشته هات و صميمی...تو لبريزی از گفتن و من از نوشتن.. خوب... دريا بزرگه... خيلی بزرگ.. و هميشه اميدوار... سر افراز باشی... يا حق...

fatima62

سلام خانومی..قالب نو مبارک!نبينم دل گرفته باشی عزيز!راستی من عاشق اين گلم!