دروازه های انتها

معبر زمان

معبر زمان .....

معبر زمان .....

گاهی زندگی طوری آروم آروم تو رو پيش می بره که يه وقتی  ممکنه به خود بيای و ببينی جايی هستی که يه روز حتی فکرشو نمی کردی...تازگيها فکر می کنم عرض زمان برام زياد شده يعنی  هيچ توجيه ديگه ای جز اين نمی تونم داشته باشم غير از اين چطور ممکنه اين همه چيزای عجيب غريب و..نگران کننده...قشنگ ...و زيبا رو همه با هم ببينی....

يه عالمه چيز هست که می تونم براتون بگم ولی الان يه جورايی خود خواه شدم چون می خوام فعلا برا خودم نگهشون دارم فکر می کنم  هيچ جايی براشون بهتر از اين که توی دلم باشند،پيدا نمی شه ...اينجا از همه جا امن تره...اينجا از همه جا به من نزديک تره ...

نمی دونم شايد يه روزی يه چيزايشون رو براتون گفتم ...شايد  يه روزی زندگيمو يه کتاب کنم شايد....دور از ذهن نيست ...فکر می کنم چيز جالبی هم بشه...نمی دونم.....

باز هم زمانه که همه چيزو معلوم می کنه ...من ديگه به اين ايمان پيدا کردم که محال که بگی می دونی زندگيت داره از کدوم طرفی می ره...يه وقتی ممکنه يه چيزی بگی يه حرفی بزنی که تا اون وقت اصلا فکرش رو هم نمی کردی ولی می گی و حالا چراشه که همه چيو قشنگ تر و جالبتر می کنه...و جالب همينه که چراشو نمی تونی بگی..و نمی دونم اين چه منطقيه که می گم اين بهترين چرا براشه.....اگه تونستيد اين معما رو حل کنيد...!!!!

اين جمله ها رو بخونيد....

خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل .

قول نداده زندگی هميشه به کامت باشه .

خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده .

خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده .

خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نکنی .

خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده .

قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن .

رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن .

قول داده ؟

ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده .

خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هر کار سخت و کمک تو کارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز .

پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که او جاودانه است و بس. نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه اما همين دست اندازا نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده. زياد تو دست اندازا نمون.

وقتی حس کردی به اون چيزی که می خواستی نرسيدی خدا رو شکر کن چون اون می خواد تو يه زمان مناسب تر غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت بده. يادت باشه تو نمی تونی کسی رو به زور عاشق خودت کنی . پس تنها کاری که می تونی بکنی اينه که شخصی دوست داشتنی باشی و در نظر مردم باارزش و شريف جلوه کنی. بهتر اينه که غرورت رو بخاطر عشقت فراموش کنی تا عشقت رو به خاطر غرورت. هيچ وقت يه دوست قديمی رو ترک نکن چرا که عمرا بتونی کسی رو پيدا کنی که بتونه جای اونو بگيره.

و اين جمله جيمی هندريکس رو هيچ وقت فراموش نکنيم :

" وقتی قدرت عشق بر عشق به قدرت غلبه کنه، اون وقته که دنيا طعم صلح رو می چشه. " 

قشنگن نه .......(بايد کج می بودنا!!!)

بارقه ای از آخرين خونده ها....

*اگر کهنه ها را نگه داريد تازه ها جايی برای تجلی خويش نمی يابند.         پائولو کوئليو

*همين که توانستيم تمامی پاسخ ها را بيابيم تمامی پرسشها عوض می شوند.          پائولوکوئليو

*اگر قادر به عشق ورزيدن باشيم قادر به دوست داشته شدن هم خواهيم بود.               پائولوکوئليو

*هرچه اندوه درون شما را بيشتر بکاود جای شادی در وجود شما بيشتر ميشود.           جبران خليل جبران

....

اميدوارم عطر زندگی لحظه لحظه هاتونو سرشار کنه....

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٢/۸/٢٩ - الهام

وسيع باش و تنها وسر به زير و سخت

هميشه ماندن بهترين نيست

هميشه رفتن آن حضور ناب نيست

گاهی ميان رفتن و ماندن هيچ فرقی نيست

دلتنگيم...،باشد

اصلا مهم نيست

اصل درست اين است که

عزيزان ما در خانه ی دل ما جا دارند

صميمی و دوست داشتنی

همان طور که می خواهيمشان

همان طور که برای تک تکشان آرزو داريم

سپاس خدايا سپاس....هيچ گاه دست از سپاس بر نمی دارم...

هيچ گاه از خواندن و خواستن خسته نمی شوم ...پناهم بمان...برای هميشه و می دانم که هستی هميشه

در انتهای دروازه های انتها گام از گام بر می دارم دروازه ها را يکی يکی رد کردم برای هر کدام لحظه ای متوقف شدم برگشتم و مسير آمده رانگريستم... ولی چيست اين دروازه که بر آستانه اش ايستاده ام نه به پيش می روم نه حاضرم برگردم...فراموشم شده عبور لحظه ها..... تيک تاک ثانيه ها را ميشنوم وهنوز بر سر اين دروازه ايستاده ام .....

خدايا سپاس ...سپاس برای راه...برای نشان دادن راه...برای در راه ماندنم...سپاس برای هر چه که می دهی برای لحظاتی که فقط خودت می دانی و خودم برای لحظه هايی که لبريزم می کنيو برای لحظه هايی که تهی می شوم از هر آنچه که بايد باشم از هر آنچه که مدام در ذهنم راه می رود...سپاس برای همه ی لحظاتم....سپاس برای زندگی همان چيزی که گاهی از داشتنش در پوست نمی گنجم و گاهی پر از سوال و چرای بودنم می کند...سپاس برای تک تک کلمات...

وبيشتر سپاس از اينکه شنيده ام از رگ گردن به من نزديکتری...راستی اگر اين همه نزديکی ديگر چه می ماند برای نوشتن برای گفتن ...وبرای درد دل کردن.... 

خوب نبوم می دانم اما همه ی اميدم به خوبی توست به بزرگی ات و مهربانی بی پايانت همان که می گويند از مادر مهربانتری...همان...

از ته دل می خوانمت می دانم که می شنوی...می دانم...

لحظه هايم را از هر آنچه می دانی خالی کن...

ثانيه هايم می گذرند،رد می شوند،عبور نمی کنند....می دوند...

نگذار حيران لحظه ها بمانم...پرم کن از هر چه که می دانی...می دانم که فقط خودت می توانی...

 حرفهای نگفته زياد دارم ولی آرامش دلم گواه اين است که همه را خوانده ای....

من طاقت امتحان ندارم....بی امتحان به مرحله ی بعدی راهم بده...

بنده هايت را می شناسی...امتحان نگير....

در اتاقی که به اندازهی يک تنهاييست

دل من

که به اندازه ی يک عشق است

به بهانه های ساده ی خوشبختی خود می نگرد...

فروغ فرخزاد

....

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٢/۸/۱٤ - الهام

 

من چه سبزم امروز

وچه اندازه تنم هوشيار است

نکند اندوهی سر رسد از پس کوه

دورها آوايی است که مرا می خواند

می توان ايستادوگذرزمان رانظاره کرد ميتوان با نگاه رود را دنبال کرد ،ميتوان از زمين به آسمان نگريست و پرواز کبوترها را ديد ميتوان ابرها را با نگاه همراهی کرد.......

اما شايد بايد به گونه ای ديگر بود...

خوشبختی گاه يک توفيق است ولی در بيشتر موارد يک پيروزی است.

با نگاهی برتر:

ميتوان با زمان همراه شد ميتوان او را با خود همنوا کرد ميتوان به بهترين شکل آغاز کرد و ميتوان لحظه ها را غنيمت شمرد...چرا که شايد زمان بگذرد...

بايد به جای نظاره همسفر شد بايد با رود رفت بايد پرواز را آموخت و با کبوترها در دل آسمان آبی پرواز کرد.....وچه زيباست که قبل از دير رسيدن ها برسيم ....وچه زيباست رسيدن....

But I still say

so the words you couldnot say

Iwill sing them for you

you really ought to get up now

 

گريختن تنها از احساسات کودکانه خبر ميدهد ....تکرار در گريز،ثبات در عشق را اثبات می کندلحظاتی ست که بايد خطر کردن را تجربه کنيم...زندگی تنهايی را نفی می کند و عشق بارورترين تمام ميوه های زندگی ست.... 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٢/۸/۱٠ - الهام